انجمن علمی مدیریت دانشگاه شهید بهشتی

وبلاگ ویژه دانشجویان ورودی جدید رشته مدیریت

انجمن علمی مدیریت دانشگاه شهید بهشتی

وبلاگ ویژه دانشجویان ورودی جدید رشته مدیریت

معرفی کتاب

 

 

 

 معرفی کتاب  " ۱۷ اصل کار تیمی "

 

مقدمه
کتاب 17 اصل کار تیمی، با سه مقدمه، و 17 فصل، در 224صفحه ترجمه و منتشر شده است. جان ماکسول، نویسنده کتاب پرآوازه «صفتهای بایسته یک رهبر» در کتاب 17 اصل کار تیمی  تاکید دارد که در یک سازمان «اهمیت تشکیل تیم از تولید محصول کمتر نیست».
کشور ما - ایران - یکی از کشورهایی است که دارای سابقه و فرهنگ کار تیمی است. در ساختار اجتماعی سنتی ما، بویژه در جماعتهای روستایی و عشایری که قرنها ستونهای بنای اجتماعی بوده اند، بسیاری از کارها به شکل تیمی و با همکاری انجام شده است. اما ...




 

معرفی کتاب  " ۱۷ اصل کار تیمی "

مقدمه
کتاب 17 اصل کار تیمی، با سه مقدمه، و 17 فصل، در 224صفحه ترجمه و منتشر شده است. جان ماکسول، نویسنده کتاب پرآوازه «صفتهای بایسته یک رهبر» در کتاب 17 اصل کار تیمی  تاکید دارد که در یک سازمان «اهمیت تشکیل تیم از تولید محصول کمتر نیست».

کشور ما - ایران - یکی از کشورهایی است که دارای سابقه و فرهنگ کار تیمی است. در ساختار اجتماعی سنتی ما، بویژه در جماعتهای روستایی و عشایری که قرنها ستونهای بنای اجتماعی بوده اند، بسیاری از کارها به شکل تیمی و با همکاری انجام شده است. اما فرهنگ و نگرش کار تیمی تا حدی که پاسخگوی نیازهای کنونی باشد قوام نیافته است.

این کتاب با برخورداری از بینش و راه و رسم کار تیمی در جامعه صنعتی - جامعه ای که دست کم از نظر سازماندهی نظام تولید به سوی آن حرکت می کنیم - به ما کمک می کند.

اگر کسی همه 17 صفت یا ویژگی موردبحث در این کتاب را در خود جمع داشته باشد، مطمئن باشید که نقش تیمی خود را خوب بازی خواهدکرد.

1 - سازوکار و انعطاف پذیرند: اگر بخواهید با دیگران کار کنید و در تیم عضوی موثر باشید باید از انطباق بر تیم ابایی نداشته باشید. بازیگران سازگار و انعطاف پذیر تیم الف- آموختن را دوست دارند. ب - احساس امنیت می کنند. پ - خلاق هستند. و ت - خدمت به مردم را دوست دارند. (25)

2 - هم دست و هم داستانند: اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد. چالشهای بزرگ، کار تیمــــی بزرگ می طلبد، و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری توأم با همدلی اعضای آن است. همکاری توأم با همدلی یعنی اینکه با دل و جان با یکدیگر کار کنیم. نویسنده نظر داده که چهار تحول باید رخ دهد تا همکاری اعضای تیم همدلانه شود: (38)

تحول در برداشت و بینش - به اعضای تیم به چشم همکارانی همدل بنگرید نه به چشم رقیب؛

نگرش - اگر بخواهید خود و اعضای تیم را مکمل یکدیگر بدانید به حمایت از اعضای تیم روی آورید؛

کانون توجه - به جای خود، تیم را در کانون توجه قرار دهید؛

به نتیجه بیندیشید. همکاری و همدلی، چند را، چندان می کند.

3 - تعهدپذیرند: لحظه ای که خود را به انجام کــاری متعهد می سازید، خداوند هم به یاری می آید. تعهد امری احساسی نیست بلکه ریشه آن در منش ماست. تعهد به استعداد و توانایی بستگی ندارد.

4 - ارتباط برقرار می کنند: تیم یعنی یک جان در چندین بدن. مثل خردمندان فکر کنید، اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید. جان کلام این است که کار تیمی نمی توان کرد، مگراینکه بازیکنان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ارتباط بازپایه های اعتماد را محکم می سازد. (61)

5 - لایق و باکفایت هستند: اعضای باکفایت هر تیمی توانایی و صلاحیت انجام کار را در بهترین وجـــه ممکن آن دارند. آدمهای لایق و با کفایت تعالی طلب هستند. تعالی، ارزش ما را برپایه توانایی و ظرفیت خود ما می سنجد. آدمهای باکفایت به متوسط قانع نمی شوند. (71)

6- قابل اعتماد هستند: از آنهایی که بحث و استدلال می کنند نترسید، از کسانی بترسید که در بحث و گفتگو طفره می روند. پایه های اعتماد به نظر نویسنده عبارتند از:

انگیزه اصلـــی - اگر کسی باشد که مصلحت خویش را بر مصلحت تیم مقدم بدارد قابل اعتماد نیست.

مسئولیت - احساس مسئولیت اشخاص نشان می دهد که می خواهند قابل اعتماد باشند.

فکرکــردن - مسئولیت پذیری باید با فکر همراه باشد تا به درد بخورد.

پایداری - پایداری فراتر از استعــــداد است. منشی را می طلبد که به رغم دشواریها جا نزند. (83)

7 - انضباط دارند: در کوره انضباط است که استعداد به توانایی تبدیل می شود. انضباط انجام کارهایی است که نمی خواهید انجام دهید، تا دست به انجام کاری بشوید کـــــه می خواهید انجام دهید. اشخاص باید در سه زمینه انضباط ایجاد کنند تا برای تیم مفید باشند:

الف - انضباط اندیشیدن - اگر ذهن خود را فعال نگاه دارید پیوسته به چالشهایی ذهنی روی مـــی آورید

ب - انضباط احساسات- نگذارید احساسات شما را از کاری که باید بکنید باز دارد.

پ- انضباط لازم برای اقدام و عمل - تفاوت برنده با بازنده درعمل و بی عملی است. (93)

8 - یاران، تیم را بالا می کشند: بیشتر مردم وقتی که به وضع موجود راضی می شوند از صعود به قله های بالاتر باز می مانند. اعضای تیم، کسی را که بتواند آنان را بالا ببرد، و بر توان و ظرفیت آنها بیفزایـــــــد دوست دارند و می ستایند. کســانی که یاران تیمی خود را پروبال می دهند چند ویژگی مشترک دارند:

الف - یاران تیمی خود را قدر می شناسند؛

ب - ارزشهای یاران تیمی را ارج می نهند؛

پ - قدر و منزلت یاران تیمی را بالا می برند؛

ت - به دیگران بال و پر می دهند قبل از آنکه خود بال و پر گشایند. (105)

9 - مشتاقند: هیچ چیز جای اشتیاق را نمی گیرد. تیمی که محفل مشتاقان باشد نیرویی شگرف می یابد، و چنین نیرویی منشاء قدرت می شود. آدمهای موفق می دانند که نگرش انسان دست خود اوست و اشتیاق بخشی از آن است. (116)

10 - قصدی و هدفی دارند: زندگی کردن با عقاید جهانیان آسان است، فرورفتن در لاک عقاید خویش نیز آسان است. انسان بزرگ کسی است که هم در میان جمع باشد و هم استقلال فکر خود را حفظ کند.
تیمی موفق می شود که اعضای آن برای رسیدن به مقصد مصمم باشند.طول عمر ما دست خود ما نیست، اما صرف عمر دست خود ماست. اگر هدفی و مقصودی را دنبال کنیم، از عمر و استعدادی که خداوند به ما داده نهایت استفاده را خواهیم کرد. (131)

11 - احساس رسالت می کنند: راز کامیابی، پایداری در راه هدف است. کسی که «چرا»یی دارد کــه برای آن زندگی می کند تقریباً «چگونه» ای را تحمل می کند.نـــویسنده برای آنان که احساس رسالت می کنند چهار ویژگی را شناسایی و معرفی کرده است:

الف - مقصد تیم را می دانند؛

ب - می گذارند که رهبر تیم، رهبری کند؛

پ - اول توفیق تیم را می خواهند بعد توفیق خود را؛

ت - به هر کاری که لازم باشد دست می زنند تا رسالت خود را انجام دهند. (140)

12 - آماده اند: آمادگی، تفاوت بین برد و باخت است. دستاوردهای چشمگیر، حاصل آمادگی عادی ومعمولی است. آمادگی از آنجا آغـــاز می شود که بدانید برای چه چیزی آمـــــاده می شوید. «هنری فورد» عقیده داشته است که:

«راز کامیابی بیش از هر چیز دیگر در آمادگی است». آمادگی ایجاب می کند که به سیر حرکت آینده بیندیشیم به طوری که اکنون دریابیم که بعدها چه نیازی داریم. (153)

13 - با یاران تیم می جوشند: آن کس که عقاید خویش را بیشتر از یاران تیم دوست دارد و عقیده های خود را پیش می برد، تیم را از حرکت باز می دارد. جورج مک دوفالد شاعر اسکاتلندی عقیده دارد: «کسی که به من اعتماد می کند از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است.» (163)

14 - درپی ارتقای خویشند: ارتقای شما، ارتقای تیم است. چنان بیاموزید که گویی عمری جاودانه دارید. چنان زندگی کنید که گویی همین فردا پایان عمر شماست. نویسنده از قول مدیرعــــامل جوان «نوکیا» در ارتباط با ارتقا می نویسد که استراتژی او دو خط را دنبــال می کرد. نخست تصمیم گرفت که تلاشهای سازمان را در فناوری اطلاعات متمرکز سازد. کار مهم دیگر این بود که به آدمها توجه کند. زیرا او تشخیص داد که ارزش شرکت به منابع انسانی است و نه به منابع طبیعی. او می گوید: «آموزش مدام حق هر کسی است که در آن شرکت کار می کند». (173)

15 - از خود گذشته اند: جایی که تیم باشد، منی در کار نیست. یک شاعر به شوخی گفته است: «ما را خدا برای این خلق کرده است که به دیگران نیکی کنیم. دیگران اینجا چه می کنند، نمی دانم».           از خودگذشتگی را با گامهای زیر بردارید: (189)

الف - بخشنده و گشاده دست باشید؛

ب - سیاست بازی را کنار بگذارید؛

پ - وفادار باشید؛

ت - به وابستگی متقابل بیش از استقلال ارج نهید.

16 - مشکل گشایند: دنبال درد نگردید، درمان را پیدا کنید. نویسنده از قول «الفرد مونتاپرت» می نویسد: «اکثر مردم دشواریها را می بینند، اما شما کسانی که هدفها را می بینند اندک است، تاریخ کامیابی را اینها رقم می زنند.»
به حقایقی توجه کنید که همه راه حل جویان و مشکل گشایان تشخیص داده اند:

الف - مشکلات، تصویرهای ذهنی ما هستند؛

ب - همه مشکلات قابل حل هستند؛

پ - در رویارویی با مشکلات چهار راه درپیش دارید: فرار از مشکل، مبارزه با مشکل، فراموش کردن مشکل یا رویارویی با آن انتخاب شما کدام است. (200)

17 - پی گیرند: هرگز میدان را ترک نکنید. دور را دیدن یک چیز است و رفتن به آنجا چیزی دیگر. آدمهای پی گیر به بخت، سرنوشت، یا قضاوقدر متکی نیستند و وقتی که شرایط دشوار می شود، از کار دست نمی کشند. می دانند که روز جهد و کوشش، روز وادادن نیست. توماس ادیسون می گفت: «من از جایی آغاز می کنم که آخرین نفر رها کرده است». (213)

نویسنده از قول «ویلیامز» می نویسد: «اگر سختکوش باشید از پنجاه درصد مردم - آمریکا جلو افتاده اید، اگر صادق باشید از چهل درصد دیگر پیش می افتید و ده درصد دیگر در نظام اقتصاد آزاد، جنگی است با چنگ و دندان. در پایان مترجم نظر داده: «خوشا به حال جامعه ای که در آن صداقت مایه کامیابی باشد و بدا به حال مردمی که در بین آنها صداقت باید ناکامی باشد». 

گردآوری شده توسط حورا هنردوست

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد