X
تبلیغات
رایتل

ایران باستان و نصایح مدیریتی

 

 سخنان کورش بزرگ

رهبری یعنی رساندن افراد به اوج شایستگی

·         تعریف رهبری: این بود وظیفه من: خلق انگیزه برای دستیابی به هدف های والا در کنار رسیدن به هدف های فردی

·         مدیریت ارزش و رعایت اخلاق حرفه ای: ما هدفی والا داشتیم لیک برای دست یافتن به آن هرکاری را آزاد نمی دانستیم. از جمله کارهایی که زشت می شمردیم دروغ گفتن بود.

·         دیدگاههای نوین رهبری: سربازی که فرصت تفکر نداشته باشد همواره سرباز خواهد ماند.

·         کار گروهی: اگر بتوانید با دامن زدن به همکاری افراد برای رسیدن به هدفهای مشترک بدگمانی های میان آنها را کاهش دهید٬تفاوت میان آنها بیشتر نیرو زا خواهد بود تا تنش زا.

·         رابطه دو سویه مدیران کارمندان: شما بیندیشید من نظرم را می گویم شما باید چشم از من برندارید تا ببینید آیا به آنچه می گویم عمل می کنم یا نه. من نیز شما را زیر نظر دارم تا هر کدام را که شایسته بزرگ داشت بودید گرامی بدارم.

·         کار و تلاش: هرگز هنگام شام لب به خوراک نمی گشودم مگر آنکه در درازای روز آنچنان کار کرده باشم که شایسته خوردن باشم. همواره آرزو  داشتم هیچ کس در سرای من دست به خوراک دراز نکند مگر این که به فراخور آن کوششی کرده باشد...

بخشی از وصیت نامه کوروش کبیر

فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام. من آن را با نشانه های آشکار دریافته ام.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت یار بوده ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی کنم که از هنگام جوانی ناتوان ترم.زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می بینم و از این رو می خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده تر است کشور را سامان خواهد داد.تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد . من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.به نام خدا و نیاکان درگذشته ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید.پیکر بی جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این همه چیزهای نغز و زیبا می پرورد آمیخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می بخشد آمیخته گردم.پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود.از همه پارسیان و هم پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.

 بر گرفته از :کورش نامه – گزنفون                                                            

گردآوری شده توسط حورا هنردوست